أبو علي سينا

مقدمه 17

رساله نفس ( فارسى )

مثل اين حالت غافل شديمى از هر چيزى غيرانيّت ما ، پس بدانيم كى اجسام ، و اعراض كه هنوز تحصيل آن نكرده‌ايم ، آن را هيچ مدخلى نيست در ذوات ما ، كى تعقل كرده‌ايم آن را ، بىآن اشياء ، پس ذات كى غافل نمىشويم از آن با اين فرض ، او غير اعضاء ظاهره و باطنهء ماست و غير جميع اجسام ، و حواس و قوى و اعراض خارجه از ما ، و تو هرگاه كى تعقل ذات خود كردى در حالى از احوال ، با غفلت تو ازين اشياء بسنده باشد ترا اين در علم بآنك ذات تو مغاير اين اشياست » . « 1 » چنان كه گفتيم ، براهينى كه ابن سينا راجع به نفس بيان كرده است ، بخصوص برهان « انسان معلق » بقدرى مورد توجه دانشمندان و فلاسفهء قرون وسطاى اروپا واقع شده كه اصولا در تأليفات خود به تفصيل يا بطور اجمال و اختصار از آن بحث كرده‌اند . بايد اين نكته را نيز در نظر داشت كه كتاب شفا در قرن دوازدهم ميلادى به زبان لاتينى ترجمه شده و در دسترس اهل علم آن زمان قرار گرفته بود . فلاسفهء مكتب اسكولاستيك و پيروان آنان بر اثر مطالعهء ترجمهء كتاب شفا بخصوص قسمت مربوط بنفس ، كاملا تحت تاثير افكار ابن سينا واقع شده و در آثار و مؤلفات خود غالبا از آن ياد كرده‌اند . از حكماى اسكولاستيك كسانى مانند ، گيوم دواورنى « 2 » .

--> ( 1 ) - قطب الدين شيرازى ، درة التاج ، چاپ تهران تصحيح دانشمند ارجمند جناب آقاى سيد محمد مشكاة استاد دانشگاه طهران ، ج 3 ، ص 71 - 72 ( 2 ) - Guillaume d 'auvergne ; de anima , cap'll , pars 13 , paris , 1674